سلام خانم ملک زاده امیدوارم حالتون خوب باشه و زندگی رو به روال شما باشهراستشو بخوایین این روزا خیلی خیلی خیلی داغونم . نیاز به یه همدرد به یه غمخوار و به یکی که ممو بفهمه دارم قبل ماه رمضون دیسک مهره پنج و شش کمرم پاره شد و تنگی کانال نخاعی دارم . هر جا و هر دکتری رفتم گفتن باید عمل جراحی و پلاتین بشه که اونم پنجاه پنجاهه جواب دادنش چون نخاع درگیر شده احتمال آسیب به نخاع و فلج شدن یکی از پاها خیلی زیاده همسرم اواسط ماه رمضون دعوامون شد خیلی شدید و گذاشت رفت خونه باباش . من حتی نمیتونم برم حموم حتی نمیتونم لباسامو عوض کنم تو این شرایط منو تنها گذاشت و رفت و راستشو بخوایی دیگه فک نکنم بتونیم با هم زندگی کنیم وقتی تو بدترین شرایط زندگیم بهش نیاز دارم محو ترک کرد وقتی درمان شم بتونم برم سر کار و بخوهد برگرده دیگه من نمیتونم قبول کنم و هضمش برام سخته چن شب پیش بهش پیام دادم و گفتم بیاد وسایل شخصیاشو جمع کنه و من میخام اثاث کشی کنم کلا برم خونه بابام و نمیتونم دیگه به این زندگی ادامه بدم بیکار شدنم یه طرف آواره شدن بچه هام یه طرف درد کمرم و شاید فلج شدنم یه طرف همسری که منو تو این شرایط تنها گذاشته یه طرف و هزاران مشکل دیگه . بخدا کم آوردم کاش حبیبه جونم تورو میداشتم . ای کاش پیشم بودی ای کاش هیچوقت از اینکه بدست بیارمت عقب نمیکشیدم حبیبه جون بخدا دارم میمیرم بخدا دارم گنوک میشم بخدا دارم آتیش میگیرم دلم و جیگرم کبابه بخدا حبیبه جون تورو خدا فقط همین جا تو همین وبلاگ قسمت نظرات واسم پیام بذار . حبیبه جون تورو به روزایی که بدون هم میمردیم قسم میدم آرومم کن . بهت نیاز دارم بخداقسم بهت نیاز دارم تا آروم شم و از این دردی که توش افتادم خلاص شم فقط چندتا حرف تو میتونه آرومم کنه تورو خدا
برچسب:
نویسنده: ماهان خلیلی
تاريخ: چهارشنبه
13 تير
1403 ساعت: 17:57